اخلاق نوین مدافع زندگی غیر انسانها باید عدم احترام و بی حرمتی در رابطه ما با حیوان را از پیش مفروض بدارد و علیه آن عرف ستیزانه برخورد نماید. این اخلاق اجازه می دهد که حیوان به عنوان هم مخلوق در ضمیر خودآگاه ما جای گیرد، البته با تمام پیامد هایی که دارد. آنچه را که ما در جستجو برای یافتن اخلاق نوین مدافع غیر انسانها می توانیم دوباره فعال نکنیم عبارت از احترام آمیخته به ترس نسبت به حیوان و طبیعت است که برای انسانهای اولیه در زمانهای بسیار دور پیشین وجود داشته است.
بنابر این فقط شکلی روشن بینانه از احترام نسبت به زندگی حیوان از لحاظ منطقی و سیاسی قابل قبول است. احترامی که پیچیدگی حیات، پیوند و وابستگی نزدیک و مبتنی بر توالی و تبعیت طبیعی بین حیوان و انسان را بازشناسد. درک جهانی تکاملی از خویشاوندی و نزدیکی تمامی موجودات زنده بایکدیگر می تواند یک الزام اخلاقی و یک رفتاره تازه بوجود آورد. نه تمایز برجسته بین آنها، که در خصوصیات ژنتیکی و رفتارهای محسوس آنها انعکاس می یابد، امروزه برای پژوهش در بارۀ زندگی، مقدم بر هر چیز قرار می گیرد.
برای جانور شناس بزرگ آدولف پورتمن Adolf Portman تقریبا واضح و بدیهی است که حیوانات ((مانند ما احساس و حس می کنند، مانند ما دستخوش حالتهای روانی می شوند، در ارتباطشان با یکدیگر هم مانند معاشرتشان با ما از خود تمایل یا تنفر نشان می دهند)). در حیوانات نیز وجود روح و روان یک واقعیت است. این نظریه درصدد آن نیست که موجوداتی را که از حیوانات زاده می شوند انسان جلوه دهد، اما آنگونه که پورتمن می نویسد: (( اطمینان به باطنیت غنی حیوانات چنان قطعی است که دستیابی به این باطنیت بطریق جدید و با موفقیت می تواند صورت پذیرد)).
درک جهانیتکاملی مذکور گرایش به این دارد که با درک عمیق نهفته در مقوله ( هم مخلوقیت ) مشابهت داشته باشد.
این (احترام نسبت به زندگی) از نوع نوین و روشن بینانه از یکسوی بطور ناگزیر پیامدهای سیاسی _ حقوقی ای را در روابطه بین انسان و حیوان ایجاد می کند.از سوی دیگر پذیرش دیدگاه تکامل تاریخی مربوط به موجودات زنده و طبیعت، که بطور نقشه مندی در مفهوم (هم مخلوق) ارائه میشود، تقریبا بطور الزامی به تغییرات مشخصی در طرز فکر جامعه و فرد می انجامد. بعلاوء بنحوی می توان بصورت ساده فرمول کوتاه و مبتکرانه آلبرت شوایتزر را نیز در مطالبات مشخص ذیل در محدوده یک اخلاق متعالی در قبال زندگی مطرح نمود:
1. حیوانات صاحب منزلت ویژه و حق ویژه زندگی هستند به گونه ای که این حق را نمی توان از حقوق زندگی بشر استناج نمود. این حق ویژه زندگی، رفتاری را از سوی انسانها طلب می کند که زندگی دیگران را ارتقا دهد و از آن مواظبت نماید و از احترام نسبت به زندگی غیر انسانها بهیچوجه صرفنظر نکند. این امر بویژه ازاین لحاظ اعتبار دارد که در روابط بین حیوان و انسان از هر گونه رنج، درد و زجر برای حیوان جلوگیری شود.
2. اصل جلوگیری از درد و رنج حیوانات هرگونه دستور برای آزمایش روی آنها را بی نهایت محدود می سازد. نگهداری حیوانات بطور انبوه، حمل و نقل آنها بطور انبوه و ذبح بروش صنعتی نیازمند جدی ترین سخت گیریها می باشند. بدینگونه باید در زمینه نگهداری حیوانات به شیوۀ انبوه وار امر تامین احتیاجات هر نوع حیوان از لحاظ حرکت، تغذیه و رفتار طبیعیش بطور روشن تضمین گردد. این امر در حقیقت به آن معناست که تمامی سیستم های امروزی نگهداری بطور انبوه باید یا بکلی از میان بروند و یا در جهت تکامل آنها تغییر داده شود. همینطور در مورد حمل و نقل حیوانات. فقط اعمال سخت ترین کنترلها می تواند انواع مختلف امکان سرپیچی و حیوان آزاری های ظاهرساختاری را تقلیل دهد و ازمیان ببرد. در زمینه کشتن حیوانات ( که البته امری است اصولا و فی نفسه ظالمانه و مردود و مغایر با این اخلاق نوین) تا آن مراحل تاریخی که بهرحال وجود دارد باید علی الخصوص ذبح به روش صنعتی تغییر کند و بیهوش کردن حیوانات بطور کامل صورت گیرد زیرا این کار آنگونه که امروزه متداول است فقط تا اندازۀ محدودی موجب عدم احساس درد بهنگام کشتن می گردد.
3. درست است که برای بسیاری از انسانها چشم پوشی از خوردن گوشت، تنها رفتار ممکن در قبال درد و رنج وسیع حیوانات محسوب می شود، ولی با این وجود تا زمانی که بهرحال هنوز گوشت در جامعه مصرف می گردد هدف اجتماعی سیاسی، باید تقلیل اساسی در مصرف گوشت باشد؛ بویژه باید به مصرف گوشت ارزان بمقیاس وسیع پایان داد.
4. واقعیت قانونی موجود از مفهوم حمایت از حیوانات مبتنی بر هم مخلوقیت فعلا باید از نقطه نظر حفظ حرمت حیوان و حق ویژۀ زندگی او، بدون استثناء مورد برسی و کنترل قرار گیرد. در موارد زیادی این امر حتی به عنوان فریب و اغفال تشخیص داده شده و جنبه های زیادی از آن باید بطور اساسی تقویت گردد.
5. اگر پیوند تکاملی انسان و حیوان فقط بطور واقعی در نظر گرفته شود، این بمعنای آن است که حیوانات فقط بطور خیلی مشروط خدمتگزار ما محسوب می شوند. تقلیل ارزش حیوانات تا سطح صرف اشیایی که بطور نامحدود و زوزمدارانه ای مادون و زیر دست ما هستند باید به عنوان یک ارزیابی اساسا نادرست بسیار مهم از موقعیت ما در متن زندگی شناخته شود.
6. رویهمرفته رابطه انسان با حیوان زجرکش و سوء استفاده شونده در یک جامعه صنعتی وقتی بطور اساسی تغییر می یابد که شرایط ذیل صورت پذیرد:
_ باید آنچه که ما بر سر (( حیوانات به عنوان کالا )) در نگاهداری آنها بطور انبوه، در حمل و نقل آنها، در ذبح کردن و آزمایش بر روی آنها می آوریم بطور رسمی و علنی قابل بحث گردد.
_ تحمیل درد و رنج بر حیوانات و احتیاج به نادیده گیری آن نباید بمثابه منش اخلاقی ما محسوب گردد.
_ فقط در جایی که همدردی بسیار قدیمی ما با زندگی غیر انسانی و ادراک بنیادی ما از پیوند حیوان و انسان بطور عمیق فعال گردند دگرگونی اساسی امگان پذیر می شود.
بیاد داشته باشیم، کسی که بطور اصولی حفظ حرمت حیوانات را مورد توجه قرار نمی دهد، در نهایت انسان و خویشتن را از لحاظ شأن و حقوق ویژه ای که دارا است درک نمی کند. و این چیزی فراتر از بازگشت به بربریت و چیزی متمایل به پایان پذیری انسانیت است.
Popularity: 3% [?]


27 Sep





